تقدیم به عاشقان و شوريده بختان و جان باختگان سراسر جهان
هروقت دل کسی رو شکستی
روی دیوار میخی بکوب تا ببینی چقدر دل شکستی
هروقت دلشان را به دست اوردی
میخی را از روی دیوار بکن
تا ببینی چقدر دل به دست اوردی
اما چه فایده...؟؟
که جای میخ ها بر روی دیوار می ماند

گاه مي انديشم خبر مرگ مرا با تو چه كس مي گويد
آن زمان كه خبر مرگ مرا مي شنوي
روي خندان تو را
كاشكي مي ديدم
شانه بالا زدنت را بي قيد
و تكان دادن دستت كه مهم نيست زياد
و تكان دادن سر
كه عجيب عاقبت مرد
افسوس
كاشكي مي ديدم
هر وقت بعد 120 سال رفتي اون 2نيا وقتي
خواستي از پل صراط رد شي و بهت گفتن
يکي حلالت نکرده اون منم که به اين بهونه
يه بار ديگه ميخوام ببينمت

به نام خالق گلی که ابری را می گریاند تا گلی را بخنداند
به جاي دسته گلي که فردا بر سر قبرم مي گذاري امروز با شاخه گلي کوچک يادم کن
به جاي سيل اشکي که فردا بر مزارم نثار ميکني امروز با تبسمي شادم کن
به جاي متنهاي تسليت گونه که فردا در روزنامه ها مينويسي امروز با پيامي کوچک خوشحالم کن
من امروز به تو احتياج دارم نه فردا

به یاد داشته باش هر گاه دفتر محبت را ورق زدی و هرگاه زیر پایت
خش خش بر گها را احساس کردی و هر گاه در میان ستارگان آسمان تک
ستاره ای خاموش دیدی برای یکبار در گوشه ای از ذهن خود نه به زبان
بلکه از ته قلب نازنینت بگو: یادت به خیر
گفتم دوستت دارم گفتی من هم
گفتم عاشقت هستم گفتی من هم
گفتم تنها هستم گفتی من هم
گفتم می خواهم با تو باشم گفتی من هم
گفتم تا همیشه؟ سکوت کردی
نمیگویم فراموشم نکن هرگز
ولی گاهی به یاد آور
رفیقی را که میدانی
نخواهی رفت
از یادش
موج اگر میدانست ساحل هیچوقت دستش را نمیگیرد، هیچوقت برای رسیدن به ساحل نفس نفس نمیزد