انتظار، مفهومی توام با صبر و تلاش است
او غيب نيست پرده به چشمهاي ماست
چه کسي صادقانه دست به دعا بر آورده است
مخلصانه امام خويش را طلب کرده است و پاسخ نگرفته است؟
برخي امام را طلب ميکنند و ديگران را هم.
اينان تا آن زمان که چشم به ابواب چند گانه دارند، دستشان به دامان امام نميرسد.
بعضي امام را طلب مي کنند ، اما نه بخاطر امام بلکه براي وصول حاجات خويش.
مي بيني که امام را صدا مي کنند ، با تضرعي جانسوز و جگر خراش
اما آنچه مي طلبند ، ديدار حيات بخش امام نيست ، حل مشکلات و وصول حاجات خويش است.
اين نسخ نه بدان معناست که در تلاطم مشکلات ، به سراغ امام نبايد رفت
و قضاي حوائج و استجابت دعا و رفع موانع را از او نبايد خواست
بلکه به عکس ! همه چيز، از نزول باران تا شفاي بيماران را از امام بايد طلب کرد
که مشيت همه چيز در عالم به دست اوست و هيچ کار ، بي اشارت مژگان او به سرانجام نميرسد،
شوق ديدار چيزي است و عريضه و عرضه حاجات دنيوي چيز ديگر.
سخن اين است ساقي اين بارگاه ، به ظرفيت و جام همت مهمان مي نگرد.
محبوب ، به ظرفيت دل محبوب نگاه مي کند.
إنّ القلوب اوعيةٌ و خيرها اوعاها
يکي به هواي بهشت در مصيبت حسين (ع) اشک ميريزد
يکي در مجلس حسين (ع) به مصيبت خويش مي گريد
و يکي را معرفت حسين(ع) و معرفت به حسين (ع) مي گرياند
امام دست نيافتني نيست ، دستهاي ما بسته است.
اما در پرده غيبت نيست ، پرده بر چشمهاي ماست،
و آنچه ما را از زيارت امام محروم مي کند
غيبت امام نيست، غفلت ماست.
گر چه پیمان را شکستم بر سر پیمانه ام
با همه بد عهدی ام آن عاشق دیوا نه ام
گر به ظاهر دورم از در گاه تو ای نازنین
باز هم مشتاق روی دلکش جانا نه ام
از در میخانه ات ای شاهد خوبان مران
با همه عصیان همان دردی کش میخانه ام
پرده بردار از رخ زیبا که مشتاق تو ام
آن رخ زیبا ندیده ،واله ودیوانه ام
پادشاه جودی و ما بنده در گاه تو
منتظر بر درگهت ،زان بخشش شاهانه ام
در میان بحر هجران غوطه ور گشتم ولی
باز هم در جستجوی گوهر دردانه ام
همچون من هرگز نباشد بر درت پیمان شکن
لیک با الطاف غیر از تو، شها! بیگانه ام
چون که لطف توست تنها ضامن رسوایی ام
ور نه آن گردم که افشان در دل ویرانه ام
انتظارت بیش از حد شد ،تحمل تا به کی؟
آفتا با! بهر دیدار رخت پروانه ام
واله و «شیدا » ومستم لیک ،محتاج توام
یک نظر بر من نما، ای عارف فرزانه ام!
اللهم صل علی محمد وآل محمد،و بارک علی
محمد و آل محمد،کافضل ما صلیت و بارکت
و ترحمت علی ابراهیم و آل ابراهیم،
انک حمید مجید







