تبليغاتX
sokhteh_del
 
متن هاي عاشقانه-عارفانه-جوك
 
 
 
 
مجموعه قطعات عاشقانه
 
پيشگاه تو الها! در پيشگاه تو ايستاده ام و دست هايم را به سوي تو گشوده ام. مي دانم كه در بندگي ات اهمال كرده ام و در طاعتت كوتاهي. اگر راه حياء مي پيمودم، بايستي از خواستن و دعا نمودن دست مي كشيدم. اما آنگاه كه شنيدم گناه كاران را به درگاهت فرا خوانده اي به امتثال ندايت آمدم و به عواطف تو، اي مهربان ترين مهربانان
  -+-+-+-+-+-+-+-+-+-
افسوس... آن زمان که بايد دوست بداريم کوتاهي ميکنيم آن زمان که دوستمان دارند لجبازي ميکنيم و بعد... براي آنچه از دست رفته آه ميکشيم
 
  -+-+-+-+-+-+-+-+-+-
آدمها با هم برابرند ، اما پولدارها محترمترند . همه آدمها با هم برابرند ، اما دخترها پرطرفدارترند . همه آدمها با هم برابرند ، اما بچه ها واجبترند . همه آدمها با هم برابرند ، اما خانمها مقدمترند . همه آدمها با هم برابرند ، اما سياهها بدبختترند و سفيدها برترند... البته تبعيضي در كارنيست . در كل همه آدمها با هم برابرند ، اما بعضيها برابرترند
 
  -+-+-+-+-+-+-+-+-+-
يک روز عشقت را دزديدم و براي اينکه جاي مطمئني داشته باشد آن را در قلبم پنهان کردم .غافل از اينکه روزي براي پس گرفتن آن قلبم را خواهي شکست
    -+-+-+-+-+-+-+-+-+-
  يه نفر تو آخرين ثانيه ها از راه رسيد اون با آخرين ستاره، دست مهتابو بوسيد اون ،تو اولين قرارِ عاشقي پيشم نشست اون با چشماي قشنگش غم قصه رو شکست اون همون لحظه رسيد که عاشقي ميخواست بميره اون اومد تا عاشقي رونق بگيره ميدونست لحظه ي ديدار منه ميدونست هنوز ستاره روشنه اون سرِ ساعت عاشقي من، جوونه کرد اون منو عاشق ِ آشيونه کرد اولين قرارِ عشقو تو چشاي اون نشستم آخرين شباي عشقو تو چشاي اون شکستم دل من هنوز نداره اينو باور که قشنگترين بهارم، برسه لحظه ي آخر
 
  -+-+-+-+-+-+-+-+-+-
 تنهايي را دوست دارم زيرا بي وفا نيست ... تنهايي را دوست دارم زيرا عشق دروغي در آن نيست ... تنهايي را دوست دام زيرا تجربه کردم ... تنهايي را دوست دارم زيرا خداوند هم تنهاست .. . تنهايي را دوست دارم زيرا.... در کلبه تنهايي هايم در انتظار خواهم گريست و انتظار کشيدنم را پنهان خواهم کرد
 
  -+-+-+-+-+-+-+-+-+-
تنهايي بگو چگونه اسمت را بنويسم؟ وقتي اشک نمي گذارد اسمت را به همراه ستاره مي نويسم چون مرا به ياد شبهاي تارعشق مي اندازد بگو چگونه درک کنم لحظات عاشقي را؟ بگو چگونه بعد از اين تحمل کنم لحظات تنهايي را؟ با نوشتن تنهايي گريه ام مي گيرد چه برسد به اينکه تنهايم بگذاري بگو چگونه احساسم رابنويسم که ديگر دلم از تنهايي و بدون تو بودن خسته شده....؟؟؟
 
  -+-+-+-+-+-+-+-+-+-
 
زندگي هنر نقاشي كردن است بدون استفاده از پاك كن سعي كن هميشه طوري زندگي كني كه وقتي به گذشته برميگردي نيازي به پاك كن نداشته باشي.
 
  -+-+-+-+-+-+-+-+-+-
  آلبرت انيشتين مي گويد:
تنها يک سقوط است که جاذبه زمين مسئول آن نيست فرو افتادن در عشق .
 
 
  -+-+-+-+-+-+-+-+-+-
براي ديدن،آرشيو كامل قطعات عاشقانه اينجا كليك كنيد
  -+-+-+-+-+-+-+-+-+-
 
يك داستان كوتاه
 
این دخترک جلف! فکر می‌کند، از همه زیباتر است. یوهو، موهایش بعد از فر شش‌ماهه، دوباره رشد کرده است. بعد هم این چکمه‌های کوتاهی که پوشیده است، خیلی احمقانه هستند. به‌علاوه هیچ‌چیز نمی‌داند. او در مورد هیچ‌چیز، اطلاعات ندارد.

همیشه وقتی پسر را می‌بیند، مثل هنرپیشه‌ها موهای خود را به عقب می‌اندازد.

حتی یک آدم کور هم متوجه می‌شود که چه فیلمی می‌آید. بسیار خوب، قبول. او خیلی خوب می‌رقصد. بهتر از من. اعتراف می‌کنم. صدایی بسیار خوب و چشم‌های زیبا دارد، اما دیگر این قیل‌و‌قال دائمی چیست؟ بعد از پنج دقیقه، اعصاب آدم را خرد می‌کند.

و مرد با او... ساعـت‌ها حرف می‌زند. مخصوصاً به آن‌ها نگاه نمی‌کند. نه، حالا دستش را دور گردن زن می‌اندازد. می‌خواهم از این‌جا دور شوم! اما حتماً زن دوست دارد که من همین کار را انجام دهم. در این صورت پیروز شده است.

در دستشویی به آینه نگاه می‌کنم و چشم‌های خود را زشت و مهوع می‌یابم. در هر صورت حالت تهوع دارم. دقیقاً حالا باید بیهوش شوم. به این ترتیب مرد متأسف خواهد شد که ساعت‌ها با او گفت‌وگو کرده است.
حتی وقتی از دستشویی برمی‌گردم، مرد آن‌جا ایستاده است: آ«برویم؟آ»
سعی می‌کنم وقتی به او جواب می‌دهم: آ«اگر تو میل داری...آ» حتی‌المقدور بی‌تفاوت جلوه کنم. در حالی که اصلاً نمی‌توانم بگویم که چقدر خوشحالم. به در که می‌رسیم از او می‌پرسم، مشکل کریستن چیست.

آ«آه خدایا. چه آدم اعصاب‌خرد کنی! وای...!آ»
زیر لب می‌گویم: آ«به‌نظر من که خیلی مهربان است.آ»


داستان ترجمه / حسادت
تانیا سیمرمان / برگردان: مهشید میرمعزی
 
 
يك شعر
 
منزلی در دوردست
منزلی در دوردستی هست بی شک هر مسافر را
اینچنین دانسته بودم ، وین چنین دانم
لیک
ای ندانم چون و چند ! ای دور
تو بسا کاراسته باشی به ایینی که دلخواه ست
دانم این که بایدم سوی تو آمد ، لیک
کاش این را نیز می دانستم ، ای نشناخته منزل
که از این بیغوله تا آنجا کدامین راه
یا کدام است آن که بیراه ست
ای برایم ، نه برایم ساخته منزل
نیز می دانستم این را ، کاش
که به سوی تو چها می بایدم آورد
دانم ای دور عزیز !‌ این نیک می دانی
من پیاده ی ناتوان تو دور و دیگر وقت بیگاه ست
کاش می دانستم این را نیز
که برای من تو در آنجا چها داری
گاه کز شور و طرب خاطر شود سرشار
می توانم دید
از حریفان نازنینی که تواند جام زد بر جام
تا از آن شادی به او سهمی توان بخشید ؟
شب که می اید چراغی هست ؟
من نمی گویم بهاران ، شاخه ای گل در یکی گلدان
یا چو ابر اندهان بارید ، دل شد تیره و لبریز
ز آشنایی غمگسار آنجا سراغی هست ؟
 
م.اخوان ثالث
 
 
 
 |    نوشته شده توسط علي رضا رحيمي
 
 
 
وقتي اندوه من متولد شد ...

هنگامي كه اندوه من متولد شد ، مانند پرستاري مهربان به او شير دادم  و با چشماني عاشق برايش شب زنده داري كردم . سپس اندوه من مانند هر موجود زنده اي رشد كرد و نيرو گرفت و سرشار از زيبايي و شادابي شد . لذا به يكديگر علاقمند شديم و هر دو به جهان گرداگردمان عشق ورزيديم ، زيرا اندوه من داراي قلبي نازك و مهربان بود و قلب مرا نيز نازك و مهربان كرد .

هر گاه با هم آواز مي خوانديم همسايگان ما كنار پنجره هاي خوشبختي اشان مي نشستند و به آواز ما گوش فرا مي دادند ، زيرا آواز ما همچون اعماق دريا و شگفتي هاي خاطرات بود .

هر گاه من و اندوهم راه مي رفتيم مردم با چشماني لبريز از عشق و اعجاب به ما مي نگريستند و با نرم ترين و شيرين ترين الفاظ درباره ي ما سخن مي گفتند . در حالي كه برخي با حسد به ما مي نگريستند ، زيرا اندوه نزد آنها گرانبها و پسنديده بود و من از داشتن  اندوه به خود مي باليدم

  و افتخار ميكردم .

  خوب در تمام اين سالها تنها همدم و مونس من اندوه من بود كه واقعا همزبان خوبي براي من بود و حالا اين نوشته ها را با دستان و قلب اندوهبار خويش به رشته ي تحرير در مي آورم و تنها آرزويم خوشبختي اندوهم است . 

 ( اين متن زيبا هديه ی من به تمام دوستان عزیز است )

loneshade

 

 

لطفا نظر یادتون نره ممنون

 
 
 |    نوشته شده توسط علي رضا رحيمي
 
 
 
 
 سلام یه سری عکس از غروب دل انگیز یا غم انگیز گذاشتم امیدوارم خوشتون بیاد
 
 
 
سايت عاشقانه - تفريحي كوچولو
 
سايت عاشقانه - تفريحي كوچولو
  
برای دیدن بقیه عکسها روی  ادامه مطلب کلیک کنید
راستی نظر یادتون نره
 
 
 |    نوشته شده توسط علي رضا رحيمي ادامه مطلب ... | 
 
 
 
 

زندگي زيباست چشمي باز كن             گردشي در كوچه باغ راز كن

هركه عشقش در تماشا نقش بست       عينك بدبيني خود را شكست

علت عاشق ز علتها جداست                  عشق اسطرلاب اسرار خداست

من ميان جسمها جان ديده ام                درد را افكنده درمان ديده ام

ديده ام بر شاخة احساسها                     مي تپد دل در شميم ياسها

زندگي موسيقي گنجشگهاست              زندگي باغ تماشاي خداست

گر تو را نور يقين پيدا شود                  مي تواند زشت هم زيبا شود

حال من در شهر احساسم گم است       حال من عشق تمام مردم است

زندگي يعني همين پروازها                   صبحها، لبخندها، آوازها

اي خطوط چهره ات قرآن من              اي تو جان جان جان جان من

با تو اشعارم پر از تو ميشود                  مثنوي هايم همه نو مي شود

حرفهايم مرده را جان مي دهد              واژه هايم بوي باران مي دهد

 

 

 
 
 |    نوشته شده توسط علي رضا رحيمي
 
 
 

pctfx3.1

Silent Music Template

Multimedia CD Catalogues گروه طراحي چندرسانه اي وبلاگ رسانه گشت و گذار در دنياي رسانه هاي ديجيتال Medium Blog - Digital Media World قالبهاي رايگان سايت و وبلاگ Advanced Persian Blog Templates كارگاه طراحي وب مركز طراحي و توسعه سي دي هاي مولتي مديا

اطلاعات مربوط به كارگاه طراحي قالب: Download Free Blog Templates Template Design Workshop, دانلود قالب هاي وبلاگ Template Design Workshop, جزئيات قالب هاي رايگان Template Design Workshop, جستجوي قالب هاي وبلاگ Template Design Workshop, تماس با كارگاه طراحي قالب Template Design Workshop, درباره كارگاه طراحي قالب

pictofxt Farsi Blog Iran Domain Registration

تهیه وب پورتال اختصاصی برنامه نویسی تحت وب