تبليغاتX
sokhteh_del
 
متن هاي عاشقانه-عارفانه-جوك
 
 
 

          ويژه نامه «باکاروان» :: شماره دو :: دوم محرم

اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا اَبا عَبْدِ اللَّهِ وَعَلَى الاَْرْواحِ الَّتى حَلَّتْ بِفِناَّئِكَ عَلَيْكَ مِنّى سَلامُ اللَّهِ اَبَداً ما بَقيتُ وَ بَقِىَ اللَّيْلُ وَالنَّهارُ وَلا جَعَلَهُ اللَّهُ آخِرَ الْعَهْدِ مِنّى لِزِيارَتِكُمْ اَلسَّلامُ عَلَى الْحُسَيْنِ وَعَلى عَلِىِّ بْنِ الْحُسَيْنِ وَعَلى اَوْلادِ الْحُسَيْنِ وَعَلى اَصْحابِ الْحُسَيْنِ
 


 

  به روايت لهوف
   
  ورود حضرت امام حسين (عليه السلام) به كربلا

گوش دل باز كن كه جان بینی
آن چه نادیدنی ست آن بینی

نوای كاروان در فضا طنین انداز ست و اطفال و زنان حرم چه با شكوه و عظمت حسین (علیه السلام) را همراهی می كنند. غم بر دل سایه افكنده و نفسها به شماره اند چرا كه امام دستور توقف داده اند.
"حضرت فرمود: انزلوا، هاهنا والله محطّ رکابنا و سفک دمائنا، هاهنا وَاللهِ مخطّ قبورنا، وهاهنا والله سبی حریمنا، بهذا حدّثنی جدّی؛ «فرود آیید، به خدا که این جا جای فرود آمدن و ریختن خونهای ماست، و اینجا جایگاه قبور ماست، به خدا که این جا جای به اسارت رفتن حَرَم ماست و این خبر را جدّم به من داده است».
همگان فرود آمدند، و حرّ با لشکرش نیز در کناری فرود آمدند، و حسین علیه‌السّلام نشست و شمشیرش اصلاح می‌کرد و می‌فرمود:

یا دَهرُ اُفّ لَکَ مِن خَلیل
کَم لَکَ بِالاِشراقِ وَ اللأصیلِ

تفو بر تو ای روزگار که چه بد دوستی هستی و چقدر در هر شبانگاه و بامداد برای تو بود..."
خدایا مباد كه این سخنان به گوش خواهر برسد و زینبی (سلام الله علیها) كه تا كنون جدایی برادر را تصور نكرده
این جملات را چگونه در دل هضم كند و تنها اشك است و اشك كه دل برادر را می لرزاند...
"راوی می‌گوید: زینب دختِ فاطمه علیها‌السلام این سخنان را بشنید و گفت: برادرم این سخن تو سخن کسی است که
به مرگ خود یقین دارد.
فرمود: آری خواهرم.
زینب: وای بر من، حسین مرا خبر از مرگ خود می‌دهد.
گوید: زنان گریستند و لطمه بر چهره‌ها زده گریبان چاک زدند.
ام‌کلثوم ندا برداشت: وامحمّداه واعلیاه وا امّاه وافاطمتا وا اخاه واحسنا و احسینا....
حسین علیه‌السلام خواهر را تسلّی داد و فرمود: (یا اختاه تعزَّی بعزاء الله، فانّ سکّان السَّموات یفنون و اهل الارض کلهم یموتون و جمیع البریه یهلکون، یا اختاه یا امّ‌الکلثوم! و انتِ یا زینب و انتِ یا رقیه و أنتِ یا فاطمه و أنتِ یا رباب! انظرنَ اِذا أنا قُتِلتُ فلاتشققن علیّ جیباً و لاتخمشن علیّ و جهاً و لاتقلن علیّ هجراً). «خواهرم! خود را به آرامش خدا تسلّی ده، چه ساکنان آسمانها می‌میرند و زمینیان به جای نمانند، و ما سوی اللّه به مرگ گرفتار آیند."

 

 

  افق هاي تعزيت
   
  چگونگی آهنگ مداحی

در آهنگ‏هایى كه اسمش را آهنگ پاپ مى‏گذارند، من مخالفتى با لهجه‏هاى خودمانى ندارم؛ اما چرا انسان تقلید كند؟ این همه مایه‏ى ابتكار در درون انسان وجود دارد؛ برود از فلان گوینده‏ى بى‏سروپاى مثلاً اسپانیایى یا آرژانتینى تقلید كند كه مثلاً چه بشود؟! آن هم در مفاهیمِ به این مهمى. آدم با یك چیز مهمل، مستمع را معطل كند؛ جوان را بیخود معطل و سرگرم كند؛ اینها درست نیست. مضامین باید همراه با فكر، همراه با عمق، همراه با معرفت و همراه با عاطفه باشد؛ یعنى صیقل و لعاب عاطفه حتماً در آن وجود داشته باشد تا شیرین شود.

فرازی از بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامی در دیدار هیأت رزمندگان اسلام 3/6/13

 

 

  اهداف قيام حسيني
   
  چرا حسین(ع)
چرا امام حسين، اين كار را بكند؟ چون زمينه‏ى انجام اين واجب، در زمان امام حسين پيش آمد. اگر اين زمينه در زمان امام حسين پيش نمى‏آمد، مثلاً در زمان امام على‏النقى (عليه‏السّلام) پيش مى‏آمد، همين كار را امام على‏النقى (عليه‏السّلام) مى‏كرد؛ حادثه‏ى عظيم و ذبح عظيم تاريخ اسلام، امام على النقى (عليه‏الصّلاةوالسّلام) مى‏شد. اگر در زمان امام حسن مجتبى يا در زمان امام صادق (عليهما السلام) هم پيش مى‏آمد، آن بزرگواران عمل مى‏كردند. در زمان قبل از امام حسين، پيش نيامد؛ بعد از امام حسين هم در تمام طول حضور ائمه تا دوران غيبت، پيش نيامد!

تکلیف حسین(ع) چه بود؟
... به‏طور طبيعى انجام اين واجب، به يكى از دو نتيجه مى‏رسد: يا نتيجه‏اش اين است كه به قدرت و حكومت مى‏رسد؛ اهلاً و سهلاً، امام حسين حاضر بود. اگر حضرت به قدرت هم مى‏رسيد، قدرت را محكم مى‏گرفت و جامعه را مثل زمان پيغمبر و اميرالمؤمنين اداره مى‏كرد. يك وقت هم انجام اين واجب، به حكومت نمى‏رسد، به شهادت مى‏رسد. براى آن هم امام حسين حاضر بود.
اسلام بر قلب مقدس پيغمبر اكرم نازل شد؛ نماز را آورد، روزه، زكات، انفاقات، حج، احكام خانواده، ارتباطات شخصى، جهاد فى‏سبيل‏اللَّه، تشكيل حكومت، اقتصاد اسلامى، روابط حاكم و مردم، و وظايف مردم در مقابل حكومت را آورد. اسلام، همه‏ى اين مجموعه را بر بشريت عرضه كرد؛ همه را هم پيغمبر اكرم بيان كرد.
«ما من شى‏ء يقربكم من الجنة و يباعدكم من النّار الّا و قد نهيتكم عند و امرتكم به»؛ پيغمبر اكرم (صلى‏اللَّه عليه و آله)، همه‏ى آن چيزهايى را كه مى‏تواند انسان و يك جامعه‏ى انسانى را به سعادت برساند، بيان كرد؛ نه فقط بيان، بلكه آنها را عمل و پياده كرد. خوب، در زمان پيغمبر، حكومت اسلامى و جامعه‏ى اسلامى تشكيل شد، اقتصاد اسلامى، پياده شد، جهاد اسلامى برپا و زكات اسلامى گرفته شد؛ يك كشور و يك نظام اسلامى شد. مهندس اين نظام و راهبر اين قطار در اين خط، نبى‏اكرم و آن كسى است كه به جاى او مى‏نشيند.
خط هم روشن و مشخص است. بايد جامعه‏ى اسلامى و فرد اسلامى از اين خط، بر روى اين خط و در اين جهت و از اين راه حركت كند؛ كه اگر چنين حركتى هم انجام بگيرد، آن وقت انسانها به كمال مى‏رسند، انسانها صالح و فرشته‏گون مى‏شوند، ظلم در ميان مردم از بين مى‏رود، بدى فساد، اختلاف، فقر و جهل از بين مى‏روند، بشر به خوشبختى كامل مى‏رسد و بنده‏ى كامل خدا مى‏شود.
اسلام اين نظام را به وسيله‏ى نبى‏اكرم آورد و در جامعه‏ى آن روز بشر پياده كرد. در كجا؟ در گوشه‏يى كه اسمش مدينه بود و بعد هم به مكه و چند شهر ديگر توسعه داد.
سؤالى در اين‏جا باقى مى‏ماند و آن اين‏كه اگر اين قطارى را كه پيغمبر اكرم برروى اين خط، به راه انداخته است، دستى، يا حادثه‏يى آمد و اين قطار را از خط خارج كرد، تكليف چيست؟ اگر جامعه‏ى اسلامى منحرف شد، اگر اين انحراف به جايى رسيد كه خوف انحراف كل اسلام و معارف اسلام بود، تكليف چيست؟
دو جور انحراف داريم؛ يك وقت مردم فاسد مى‏شوند - خيلى وقتها چنين چيزى پيش مى‏آيد - اما احكام اسلامى از بين نمى‏رود؛ ليكن يك وقت مردم كه فاسد مى‏شوند، حكومتها هم فاسد مى‏شوند، علما و گويندگان دين هم فاسد مى‏شوند! از آدمهاى فاسد، اصلاً دين صحيح صادر نمى‏شود؛ قرآن و حقايق را تحريف مى‏كنند، خوبها را بد، بدها را خوب، منكر را معروف و معروف را منكر مى‏كنند! خطى را كه اسلام - مثلاً - به اين سمت كشيده است، صدوهشتاد درجه به سمت ديگر عوض مى‏كنند! اگر جامعه و نظام اسلامى به چنين چيزى دچار شد، تكليف چيست؟
اگر جامعه، منحرف شد، بايد كارى كرد؛ خدا حكمى در اين‏جا دارد. در جوامعى كه انحراف به حدّى پيش مى‏آيد كه خطر انحراف اصل اسلام است، خدا تكليفى دارد؛ خدا انسان را در هيچ قضيه‏يى بى‏تكليف نمى‏گذارد.
پيغمبر، اين تكليف را فرموده است - قرآن و حديث گفته‏اند - اما پيغمبر كه نمى‏تواند به اين تكليف عمل كند.
چرا نمى‏تواند؟ چون اين تكليف را آن وقتى مى‏شود عمل كرد كه جامعه، منحرف شده باشد. جامعه در زمان پيغمبر و زمان اميرالمؤمنين كه جامعه، به آن شكل منحرف نشده است؛ در زمان امام حسن كه معاويه در رأس حكومت است، اگرچه خيلى از نشانه‏هاى آن انحراف، پديد آمده است، اما هنوز به آن حدى نرسيده است كه خوف تبديل كلى اسلام وجود داشته باشد.
شايد بشود گفت در برهه‏يى از زمان، چنين وضعيتى هم پيش آمد؛ اما در آن وقت، فرصتى نبود كه اين كار انجام بگيرد - موقعيت مناسبى نبود - اين حكمى را كه جزو مجموعه‏ى احكام اسلامى است، اهميتش از خود حكومت، كمتر نيست؛ چون حكومت، يعنى اداره‏ى جامعه. اگر جامعه به تدريج از خط، خارج و خراب و فاسد شد و حكم خدا تبديل شد، اگر ما آن حكم تغيير وضع و تجديد حيات - يا به تعبير امروزِ انقلاب، اگر آن حكم انقلاب - را نداشته باشيم، اين حكومت به چه دردى مى‏خورد؟
پس اهميت آن حكمى كه مربوط به برگرداندن جامعه‏ى منحرف به خط اصلى است، از اهميت خود حكم حكومت، كمتر نيست. شايد بشود گفت كه اهميتش از جهاد با كفار، بيشتر است. شايد بشود گفت اهميتش از امر به معروف و نهى از منكر معمولى در يك جامعه‏ى اسلامى، بيشتر است. حتّى شايد بشود گفت اهميت اين حكم، از عبادات بزرگ الهى و از حج، بيشتر است.
چرا؟ براى خاطر اين‏كه در حقيقت اين حكم، تضمين كننده‏ى زنده شدن اسلام است؛ بعد از آن كه مشرف به مردن است، يا مرده و از بين رفته است.
خوب، چه‏كسى بايد اين حكم را انجام بدهد؟ چه كسى بايد اين تكليف را به جا بياورد؟
يكى از جانشينان پيغمبر، وقتى در زمانى واقع بشود كه آن انحراف، به وجود آمده است؛ البته به شرط اين‏كه موقعيت مناسب باشد. چون خداى متعال، به چيزى كه فايده ندارد، تكليف نكرده است. اگر موقعيت مناسب نباشد، هركارى بكنند، فايده‏يى ندارد؛ اثر نمى‏بخشد. بايد موقعيت مناسب باشد.
البته موقعيت مناسب بودن هم معناى ديگرى دارد؛ نه اين‏كه بگوييم چون خطر دارد، پس موقعيت مناسب نيست؛ مراد اين نيست. بايد موقعيت مناسب باشد؛ يعنى انسان بداند اين كار را كه كرد، نتيجه‏يى بر آن مترتب مى‏شود؛ يعنى ابلاغ پيام به مردم خواهد شد، مردم خواهند فهميد و در اشتباه نخواهند ماند. اين، آن تكليفى است كه بايد يك نفر انجام مى‏داد.
حالا در زمان امام حسين (عليه‏السّلام)، هم آن انحراف به وجود آمده، هم آن فرصت پيدا شده است. پس امام حسين بايد قيام كند؛ انحراف پيدا شده است.

 

 

  نواي دل
   
 

در محضر اساتيد - شب دوم:
اسدي گرمارودي

 

مراسم شب دوم محرم - حاج محمود کريمي

مداحي قسمت 1

مداحي قسمت 2

مداحي قسمت 3

مداحي قسمت 4

مداحي قسمت 5
 

 يا رب الحسين، بحق الحسين، اشفع صدر الحسين، بظهور الحجه
..::التماس دعا::..

 

 

 
 
 |    نوشته شده توسط علي رضا رحيمي
 
 
 
 

 

 

          ويژه نامه «باکاروان» :: شماره يک :: اول محرم

اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا اَبا عَبْدِ اللَّهِ وَعَلَى الاَْرْواحِ الَّتى حَلَّتْ بِفِناَّئِكَ عَلَيْكَ مِنّى سَلامُ اللَّهِ اَبَداً ما بَقيتُ وَ بَقِىَ اللَّيْلُ وَالنَّهارُ وَلا جَعَلَهُ اللَّهُ آخِرَ الْعَهْدِ مِنّى لِزِيارَتِكُمْ اَلسَّلامُ عَلَى الْحُسَيْنِ وَعَلى عَلِىِّ بْنِ الْحُسَيْنِ وَعَلى اَوْلادِ الْحُسَيْنِ وَعَلى اَصْحابِ الْحُسَيْنِ
 


 

  به روايت لهوف
   
  آهنگ خروج از مکّه

یاد خدا ، دیباچه غمناك لهوف ، كه در دهه نخست محرم زینت این سوگنامه است.
وقتی عرفات را به قصد عراق ترك گفتی چه زیبا مرگ را چونان گردنبد دختران آویزه گلوی بنی آدم خواندی و اشتیاق خود به شهادت را همچو یعقوب به دیدار یوسف.
"الحمدللّه و ما شاءاللّه، و لاحول و لاقوه الا باللّه، و صلّی اللّه علی رسوله، خطّ الموت علی وُلد آدم مَخطّ القلاده علی جید الفتاه، و ما اولهنی الی اسلافی اشتیاق یعقوب الی یوسف...
همه ستایش‌ها از آن خداست، آنچه او خواهد (پدید آید) و جز به او هیچ توانی نیست. مرگ همچون گردنبند دختران، آویزه گلوی بنی‌آدم است و من چونان اشتیاق یعقوب به یوسف، دیدار گذشتگان خود را چه مشتاقم! و شهادتگاهی برایم گزیده‌اند که (ناچار) آن را دیدار کنم. گویا گرگهای حریص دشتهای نواویس و کربلا را می‌بینم که بند بند جسمم را از هم گسسته شکمبه‌های تهی و مشکهای خالی خود را از آن انباشته کنند. از آنچه با قلم تقدیر الهی رقم خورده، گریزی نیست . خشنودی خدا خشنودی ما خاندان پیامبر است بر بلای او شکیباییم که او پاداش کامل صابران را به ما عطا کند. ذریه خدا (صلی‌اللّه‌علیه‌وآله‌وسلّم) از او جدا نخواهد شد. آنان در حریم قدس کبریایی نزد او گرد آیند، چشم او به دیدارشان روشن شود و وعده خود را در حقشان وفا کند."
واینك زمان ، زمان رفتن است و عصاره عالم خلقت صبح را موعد حركت به سمت قتلگاه می نامد.پس بیائید قافله ی دل را در گروی كاروان سپرده و آرام ، آرام و منزل به منزل حسین را یاری كنیم.
"... من کان باذلاً فینا مهجته، و موطناً علی لقاءاللّه نفسه فلیر حل معنا فانّی راحلّ مصبحآً ان‌شاءاللّه تعالی.
هرکس خون خویش را در راه ما می‌بخشد و خود را آماده دیدار خدا کرده است، با ما رهسپار شود که من ـ ان‌شاءاللّه تعالی ـ فردا رهسپارم."

 

 

  افق هاي تعزيت
   
  شعر مجالس عزادارى بايد سر تا پا معرفت باشد

مسأله‏ى فرهنگى، معرفت درست است. كارى كنيد كه آن‏جايى كه مجموعه‏ى بچه‏هاى حزب‏اللهى يك مجلس عزادارى تشكيل مى‏دهند، شعرشان سر تا پا معرفت باشد؛ من اين را الآن نمى‏بينم. شعر، سر تا پا درس باشد. از چه كسى استفاده كنيم؟ از شاعر خوب؛ از متفكر خوب؛ از بهترين و زيباترين شعرها استفاده كنيد؛ نه عوامانه. با تشخيص چه كسى؟ با تشخيص شعرشناس؛ نه با تشخيص مدير. مدير ممكن است اصلاً شعر سرش نشود. هر كار يك متخصص دارد. با تشخيص شعرشناس، با تشخيص متخصص مذهبى و دينى، نوترين، زيباترين و عاليترين معارف را در دست و بال بچه‏هاى حزب‏اللهى بيندازيد.

فرازی از بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامی در دیدار با فرماندهان بسيج 8/9/1383

 

 

  اهداف قيام حسيني
   
  درس اصلی قیام امام حسین(ع)
به امام حسين (عليه‏السلام) مى‏گفتند: شما در مدينه و در مكه، محترم هستيد و در يمن، آن همه شيعه هست؛ يك گوشه برويد كه با يزيد هم كارى نداشته باشيد، يزيد هم با شما كارى نداشته باشد! اين همه مريد، اين همه شيعيان؛ زندگى بكنيد، عبادت و تبليغ كنيد! چرا قيام كرديد؟ قضيه چيست؟
كسانى كه گفته‏اند «هدف، حكومت بود»، يا «هدف، شهادت بود»، ميان هدف و نتيجه، خلط كرده‏اند؛ نخير، هدف، اينها نبود. امام حسين (عليه‏السّلام)، هدف ديگرى داشت؛ منتها رسيدن به آن هدف ديگر، حركتى را مى‏طلبيد كه اين حركت، يكى از دو نتيجه را داشت: حكومت، يا شهادت. البته حضرت براى هر دو هم آمادگى داشت؛ هم مقدمات حكومت را آماده كرد و مى‏كرد؛ هم مقدمات شهادت را آماده كرد و مى‏كرد. هم براى اين توطين نفس مى‏كرد، هم براى آن. هركدام هم مى‏شد، درست بود، ايرادى نداشت؛ اما هيچ‏كدام، هدف نبود، دو نتيجه بود. هدف، چيز ديگرى است.

هدف چيست؟
هدف آن بزرگوار، عبارت بود از انجام دادن يك واجب عظيم از واجبات دين، كه آن واجب عظيم را هيچ‏كس قبل از امام حسين - حتّى خود پيغمبر - انجام نداده بود؛ نه پيغمبر اين واجب را انجام داده بود، نه اميرالمؤمنين، نه امام حسن مجتبى!
واجبى بود كه در بناى كلى نظام فكرى و ارزشى و عملى اسلام، جاى مهمى دارد. با وجود اين‏كه اين واجب، خيلى مهم و خيلى اساسى است، تا زمان امام حسين، به اين واجب عمل نشده بود - عرض مى‏كنم كه چرا عمل نشده بود - امام حسين بايد اين واجب را عمل مى‏كرد، تا درسى براى همه‏ى تاريخ باشد؛ مثل اين‏كه پيغمبر حكومت تشكيل داد، تشكيل حكومت، درسى براى همه‏ى تاريخ اسلام شد؛ فقط حكمش را نياوردند. يا پيغمبر، جهاد فى‏سبيل‏اللَّه كرد، اين درسى براى همه‏ى تاريخ مسلمين و تاريخ بشر - تا ابد - شد. اين واجب هم بايد به وسيله‏ى امام حسين (عليه‏السّلام) انجام مى‏گرفت، تا درسى عملى براى مسلمانها و براى طول تاريخ باشد.

 

 

  نواي دل
   
 

در محضر اساتيد - شب اول:
استاد ازغدي

 

مراسم شب اول محرم - حاج محمود کريمي

مداحي قسمت 1

مداحي قسمت 2

مداحي قسمت 3

مداحي قسمت 4

مداحي قسمت 5

مداحي قسمت 6
 

يا رب الحسين، بحق الحسين، اشفع صدر الحسين، بظهور الحجة
..::محرم 1429 - التماس دعا::..

 

 
 
 |    نوشته شده توسط علي رضا رحيمي
 
 
 

 

 
 
سلام به همه دوستان عزیزم که سرافراز کردید و به این وبلاگ سر زدید.امروز تولدعشقمه برای همین این پست رو گذاشتم .
امیدوارم تو تمام مراحل زندگیتون موفق باشین.
 
 
 
 
TinyPic image
 
 
 راستی من بهش میگم ققنوس.
میخوام اینو بدونه که خیلی دوستش دارم
 
 
 |    نوشته شده توسط علي رضا رحيمي
 
 
 
 
 
 
مجموعه قطعات عاشقانه
 
يادمان باشد اگر شاخه گلي را چيديم وقت پر پر شدنش سوز و نوايي نکنيم...
يادمان باشد سر سجاده عشق جز براي دل محبوب دعايي نکنيم...
يادمان باشد از امروز خطايي نکنيم گرچه در خود شکستيم صدايي نکنيم...
يادمان باشد اگر خاطرمان تنها ماند طلب عشق ز هر بي سر و پايي نکنيم
 
  -+-+-+-+-+-+-+-+-+-
شبم به حسرت و روزم در انتظار گذشت تمام مدت عمرم در اين دو کار گذشت
 
  -+-+-+-+-+-+-+-+-+-
خوش به حال آسمون كه هر وقت دلش بگيره بي بهونه مي باره ... به كسي توجه نمي كنه ... از كسي خجالت نمي كشه ... مي باره و مي باره و ... اينقدر مي باره تا آبي شه ... ‌آفتابي شه...!!! کاش ... کاش مي شد مثل آسمون بود ... كاش مي شد وقتي دلت گرفت اونقدر بباري تا بالاخره آفتابي شي ... بعدش هم انگار نه انگار كه بارشي بوده ... انگار نه انگار كه غمي بوده ... همه چيز فراموشت بشه ...!!! كاش مي شد  
 
  -+-+-+-+-+-+-+-+-+-
اگر سهم من از اين همه ستاره فقط سوسوي غريبي است، غمي نيست. همين انتظار رسيدن شب برايم كافيست
 
  -+-+-+-+-+-+-+-+-+-
وقتي گلدان شکست مادرم گفت حيف بود پدرم گفت قشنگ بود خواهرم گفت مال من بود برادرم گفت گرون بود مادر بزرگم گفت دوستش داشتم ولي وقتي دلم شکست کسي آه هم نگفت
 
  -+-+-+-+-+-+-+-+-+-
وقتي به آسمون نگاه ميکني، دوست داري کدوم ستاره مال تو باشه؟ به اوني که کم نور تره قانع باش چون اوني که پر نور تره را، همه نگاه ميکنن
 
  -+-+-+-+-+-+-+-+-+-
به او گفتم غمگين ترين ترانه
را برايم بخوان
 چشمهايش را بست و آرام
گريست,گريست,گريست
 
  -+-+-+-+-+-+-+-+-+-
آدم هاي اطرافتو همون طور كه هستند ببين نه اون طوري كه خودت مي‌خواي
 
  -+-+-+-+-+-+-+-+-+-
و در پايان...انيشتين مي گويد
زندگي مثل دوچرخه سواري است براي حفظ تعادل بايد حركت كرد.
 
  -+-+-+-+-+-+-+-+-+-
براي ديدن،آرشيو كامل قطعات عاشقانه اينجا كليك كنيد
  -+-+-+-+-+-+-+-+-+-
 
يك داستان كوتاه
 
زن وشوهر جواني سوار برموتورسيکلت در دل شب مي راندند.
انها از صميم قلب يکديگر را دوست داشتند.
زن جوان: يواشتر برو من مي ترسم! مرد جوان: نه ، اينجوري خيلي بهتره! زن جوان: خواهش مي کنم ، من خيلي ميترسم! مردجوان: خوب، اما اول بايد بگي دوستم داري. زن جوان: دوستت دارم ، حالامي شه يواشتر بروني.
مرد جوان: مرا محکم بگير . زن جوان: خوب، حالا مي شه يواشتر بروني؟ مرد جوان: باشه ، به شرط اين که کلاه کاسکت مرا برداري و روي سرت بذاري، اخه نمي تونم راحت برونم، اذيتم مي کنه.

روز بعد روزنامه ها نوشتند:
برخورد يک موتورسيکلت با ساختماني حادثه افريد.در اين سانحه که بدليل بريدن ترمز موتور سيکلت رخ داد، يکي از دو سرنشين زنده ماند و ديگري در گذشت.


مرد جوان از خالي شدن ترمز اگاهي يافته بود پس بدون اين که زن جوان را مطلع کند با ترفندي کلاه کاسکت خود را بر سر او گذاشت و خواست براي اخرين بار دوستت دارم را
از زبان او بشنود و خودش رفت تا او زنده بماند .
 
يك شعر
جمعه

جمعه ي ساکت
جمعه ي متروک
جمعه ي چون کوچه هاي کهنه، غم انگيز
جمعه ي انديشه هاي تنبل بيمار
جمعة خميازه هاي موذي کشدار
جمعه ي بي انتظار
جمعه ي تسليم

خانه ي خالي
خانه ي دلگير
خانه ي در بسته بر هجوم جواني
خانه ي تاريکي و تصور خورشيد
خانه ي تنهائي و تفال و ترديد
خانه ي پرده، کتاب، گنجه، تصاوير

آه، چه آرام و پر غرور گذر داشت
زندگي من چو جويبار غريبي
در دل اين جمعه هاي ساکت متروک
در دل اين خانه هاي خالي دلگير
آه، چه آرام و پر غرور گذر داشت...
 
فروغ فرخ زاد 
 
يك نكته از دكتر علي شريعتي
جملاتي از دکتر شريعتي

 انتظار بزرگ ترین عامل آماده باش و آمادگی هست.
 خدا تنها به معنی آفریننده ی هستی نیست، بلکه معنی هستی نیز هست.
 ایمان چه قدر لغت قشنگ است! آن چیزی است که به روح آواره و متشتت و پریشان و تجزیه شده ، تکیه گاه می بخشد.
 قرآن طبیعتی است ساخته شده از کلمات، چنان که طبیعت ، قرآنی است ساخته شده از عناصر.
 ایمان بی عشق، اسارت در دیگران است و عشق بی ایمان، اسارت در خود
 هر نعبدی در انتظار نیایشگر تنهای خویش است.
 نیایش ، معراج به سوی ابدیت، پرواز به قله ی مطلق و صعود به ماورای آن چه هست!
 انسان موجودی است که باید دوست بدارد و بپرستد.
 راه تقرب خدا در اسلام ، تعقل است نه تعبد.
 بزرگ ترین رنج این است که آدم باشد، بدون این که بداند برای چه هست؟شیطان یکه از ابعاد خود ماست ؛ چنان که روح خدا یکی از ابعاد دیگر خود ماست.
 تقوا تنها سلاح مجاهد است و تهمت ، تنها سلاح منافق.
 فرد در موقعی ساخته می شود که کوشش می کند تا دیگران را بسازد.
 هجرت تنها عامل تکوین یک نمدن در طول تاریخ بوده است.
 آن که معترض نیست ، منتظر نیست. و منتظر ، معترض نیست.
 مذهب سنتی ، تجلی روح دسته جمعی یک جامعه است.
و
در عجبم از مردمي که خود زير شلاق ظلم و ستم زندگي مي کنند، و بر حسيني مي گريند که آزادانه زيست و آزادانه مرد
 
 
يك قطعه انگليسي
 
I have "great" news for you honey!!!

The newlywed wife said to her husband when he returned from work, "I have great news for you. Pretty soon, we're going to be three in this house instead of two!!!."
Her husband ran to her with a smile on his face and delight in his eyes.
He was glowing of happiness and kissing his wife when she said, "I'm glad that you feel this way since tomorrow morning, my mother moves in with us....!!!"
 
 
يك اس ام اس عشقولانه
 
 انا لله و انا اليه راجعون" .....................
.
.
.
.
ارسال کننده ي اين پيام کشته مرده ي شماست
......
 
 
 |    نوشته شده توسط علي رضا رحيمي
 
 
 
از یه ترکه می پرسن که برای بستن یک لامپ به چند نفر ترک احتیاج داری؟ می گه 3 نفر می گن چرا 3 نفر ؟ میگه: یه نفر میره بالا نردبون لامپ رو بگیره .. دو نفر هم از پایین، نردبون رو بچرخوونندrolling on the floor

خيلي ها مترسک رو دوست ندارن چون پرنده ها رو مي ترسونن.ولي من دوستش دارم چون تنهايي رو درک ميکنه
love struck

خداوند منو گرسنه ديد پيتزا داد
خداوند منو تشنه ديد پپسي داد.
خداوند منو در تاريكي ديد نور داد
خداوند منو بي مشكل ديد تو رو به من داد

دخترا به پنج گروه اصلي تقسيم ميشن :
 ‌گروه اول دخترائي هستند كه پسرا رو بدبخت ميكنن!
 گروه دوم دخترائي هستند كه اشك پسرا رو در ميارن!
 گروه سوم دخترائي هستند كه جوون پسرا رو به لبشون ميرسونن!
 گروه چهارم دخترائي هستند كه كاري ميكنن پسرا روزي 18 بار‌آرزوي مرگ كنن!
 گروه 5 دخترائي هستند كه به اشتباه فكر ميكنن جزو هيچكدوم از گروههاي بالا نيستن

به يه خره ميگن چرا گوشات درازه ميگه هر خوشكلي يه نقصي داره

تركه از آسمون خراش ميفته پايين مردم دورش جمع ميشن ميگن چي شده تركه ميگه :هيچي بابا پوزه آسانسورمونو زدم

اصفهانيه ميخواسته عكس بگيره ميره اتوبان تهران كرج با سرعت بالاي 120 شروع ميكنه به دويدن
surprise

يه بار يه خيارو خيارشورباهم ميرفتند يه نفر از خياره ميپرسه اين كيه باها ت ميگه خواهرمه ترشيده

لره ميره سوپر ماركت ميگه يه مايع ظرفشويي خوب بدين ..... صاحب مغازه ميگه : گلي خوبه؟ لره ميگه: مرسي سلام ميرسونه

يك روز انگشت با دماغ دعوا مي كنند دماغه به انگشته ميگه اگه از اين به بعد بهت جنس دادم

وقتي مياي قشنگترين پيرهنتو تنت كن... وقتي ميري باز دوباره پيرهنتو تنت كن
dancing

تركه زنش رو ميبره سونوگرافي ، بهش ميگن بچت پسره . مي گه : ااا ... تورو قرآن اسمش چيه؟
oh go on

به تركه ميگن:پشتت خاكيه تركه ميگه: پس چي ميخواستي آسفالت باشه

پليس راهنماييي جلو تركه رو ميگيره ميگه: كارت ماشين گواهينامه معاينه فني بيمه ... تركه ميگه : چيكار كنم ؟ جمله بسازم؟

بوش بعد از مسلمان شدن به احمدي نژاد گفت انرژي هسته‌اي رو ولش؛ اين صيغه كه ميگن چيه؟

2دليل پيشرفت نكردن فوتبال خانوم ها : 1) عمرا 11 تا خانوم توي زمين مث هم لباس بپوشن 2) عمرا توي بازي بعدي هم همون لباسا رو دوباره بپوشن !

يک قطره اشک مى اندازم تو دريا
- تا زمانى كه پيداش كنى دوستت دارم.
- اگه پيدا كردي اون وقت تو رو فراموش مي كنم

هر وقت تنها شدي ستاره هارو بشمار. اگه كم اومد قطره هاي بارونو بشمار. اگه بند اومد رو رفاقت من حساب كن که نه كم مياد، نه بند مياد!

۳ تا گل هستند که خیلی با ارزشن:
۱-گل رز سرخ که مظهر عشقه
۲-گل شقایق که دلش مثل خونه
۳-گلی که داره این SMS را می خونه

برای مردن افتادن از ارتفاع لازم نیست، کافیه از چشم تو بیافتم.

دیروز روز جهانی آوارگان بود. توقع داشتم یه تبریک خشک و خالی بهم می گفتی که یه عمره آوارتم.

تسخير يک کشور بزرگ از تسخير قلب کوچک يک زن آسانتر است (ناپلئون بناپارت)

لذت داشتن یه دوست خوب توی یه دنیای بد، مثل خوردن یه فنجون قهوه گرم زیر برفه. درسته که هوا رو گرم نمی کنه، ولی آدمو دلگرم می کنه.

'__/ΓΠ\__

'-O----O-' >-->¤
نگی به یادم نبودی... ببین تو فکرت بودم، ماشین زد بهم مُردم!

حیف نون به پسرش شک می کنه، بهش می گه: ها کن ببینم. پسرش ها می کنه. حیف نون می زنه تو گوشش می گه: کره خر! دختر بازی می کنی؟

به حیف نون ميگن اگه سردت باشه جه كار مي كني؟ ميگه نزديك بخاري مي نشينم. ميگن اگه خيلي سردت باشه چه كار مي كني؟ ميگه به بخاري مي چسبم. ميگن اگه خيلي خيلي سردت باشه چكار مي كني؟ ميگه معلومه ديگه! بخاري رو روشن مي كنم!

یک مهندس مکانیک با یک مهندس کشاورزی ازدواج می کنه. بچشون تراکتور می شه!

مي دوني چيني ها به دوقلو چي ميگن؟ اين چون اون، اون چون اين!

اگه گفتی Love is Your Face یعنی چی؟
یعنی جمالتو عشقه!
batting eyelashes

مي دوني نصف النهار چيه؟ شامي است كه از نهار باقي مانده.

به حیف نون ميگن شنيديم آدم شدي! حیف نون ميگه: نامردا شايعه كردن!

حیف نون دکتر می شه، به مریضش قرص می ده می گه: یکی قبل از خواب بخور، یکی قبل از بیدار شدن!

گوسفنده مشما مي خوره، شير پاكتي توليد مي كنه!

آبشار رژیم می گیره، تف می شه!

اصفهانیه به بچه اش میگه: اگه همه نمره هات بیست بشه می برمت پارک تا بستنی خوردن بچه های دیگرو ببینی

حیف نون ميره خواستگاری. ازش می پرسن چه كاره ای؟ روش نميشه بگه قصاب، ميگه لوازم يدكي گوسفند دارم!
big grin

عروس وارد يك مجلس می شه،
مادرشوهر مي گه: صلی علي محمد ... دشمن جونم اومد.
عروس مي گه: عقرب زير قالي ... خواستي پسر نياري!

دوست داشتن را بايد از دختر بچه ها ياد گرفت. آنها در مقابل محبتي كه به عروسك خود مي كنند از او انتظار محبت متقابلي ندارند آنها بدون هيچ توقعي عروسكشان را دوست دارند و دوست داشتن واقعي يعني همين

پاييز از زمستون غمگين تره چون بهار و نديده، ولي من از پاييز غمگين ترم ، چون خيلي وقته تو رو نديدم

چه ساده با گریستن خویش زاده میشویم و چه ساده با گریستن دیگران از دنیا میرویم و در میان این دو سادگی معنایی میسازیم به نام زندگي

در جهان تنها دو گروه از مردم هستند که هرگز تغيير نمیيابند؛ برترين خردمندان و پستترين بیخردان

رشتيه ميره قزوين، قزوينيا دنبالش ميكنن كه ترتيبشو بدن. رشتيه از اين كوچه به اون كوچه فرار ميكنه تا ميرسه به يه بن بست. با خودش ميگه حالا چه گهي بخورم؟! كه يه دفعه ياد سريال امام علي ميفته، ميگه: ها! منم مثل عمر و عاص لخت ميشم و نجات پيدا ميكنم. سريع لخت ميشه و قزوينيا هم كه همينو ميخواستن ميگيرن ....! رشتيه با بدبختي بلند ميشه با آه و ناله ميگه: آي! پدر سوخته اين صدا و سيما اونقدر سانسور مي كنه كه آدم نمي فهمه آخر فيلم چي ميشه

دعاي پاس کردن درس: الهي ادرکني پاسا ترمي به نمرتي دهي و دوازدهي و حفظا من مشروطي و فلجا استادي و لغوا امتحاني بحق برفا و آلودگي جوا

در شب تاريک گر نتواني شوي خورشيد لااقل مهتاب باش گر نتواني شوي مهتاب لااقل آن کرم شب تاب باش

روابط عمومي ناجا اعلام کرد بدنبال انباشته شدن بيش از حد چکمه هاي جمع آوري شده از پاهاي داف هاي محترم ، گشت ارشاد از فردا به مدت يک هفته فروش ويژه ي زمستانه ي چکمه را در جاي جاي اين مرزو بوم آغاز خواهد کرد .

به چشمي اعتماد کن که به جاي صورت به سيرت تو مي نگرد ، به دلي دل بسپار که جاي خالي برايت داشته باشد و دستي را بپذير که باز شدن را بهتر از مشت شدن بلد است

تركه ميخواسته يك كبريت سوخته رو روشن كنه،هرچي ميزده كبريت مادرمرده روشن نميشده. رفيقش بهش ميگه: بابا خوب شايد كبريتش خرابه! تركه ميگه: نه بابا، همين پنج دقيقه پيش روشن شد

آموزش زبون مشهدي : يک فعل 4 منظوره در لهجه مشهدي : 1-موبوروم ؛ من برم . 2- موبوروم ؛ ميبوررم (يهني قيچي کردن). 3- موبوروم ؛ ميبرم. 4- موبوروم ؛ من برنده ميشم

به معتاده میگن فرق تو با ورزشکارها چیه؟ میگه اونا تکنیکی کار میکنن ما پیکنیکی
yawn

 

دمتون گرم نظر طیادتون نره

 
 
 |    نوشته شده توسط علي رضا رحيمي
 
 
 

pctfx3.1

Silent Music Template

Multimedia CD Catalogues گروه طراحي چندرسانه اي وبلاگ رسانه گشت و گذار در دنياي رسانه هاي ديجيتال Medium Blog - Digital Media World قالبهاي رايگان سايت و وبلاگ Advanced Persian Blog Templates كارگاه طراحي وب مركز طراحي و توسعه سي دي هاي مولتي مديا

اطلاعات مربوط به كارگاه طراحي قالب: Download Free Blog Templates Template Design Workshop, دانلود قالب هاي وبلاگ Template Design Workshop, جزئيات قالب هاي رايگان Template Design Workshop, جستجوي قالب هاي وبلاگ Template Design Workshop, تماس با كارگاه طراحي قالب Template Design Workshop, درباره كارگاه طراحي قالب

pictofxt Farsi Blog Iran Domain Registration

تهیه وب پورتال اختصاصی برنامه نویسی تحت وب