تبليغاتX
sokhteh_del
 
متن هاي عاشقانه-عارفانه-جوك
 
 
  
جمله هفته
 
اگر كسي يكبار به تو خيانت كرد، اين اشتباه از اوست. اگر كسي دوبار به تو خيانت كرد، اين اشتباه از توست! ...شكسپير
 
عكس هفته
2g.jpg
 
2bareh.jpg  47558aa9-3a3c-4b9b-9585-09734e60e1ce.jpg   2z6dtf6.jpg  1zb5o3b.jpg  2.jpg
 
 
مجموعه قطعات عاشقانه
 
 
به نام حق به نام آنكه دوستي را آفريد، عشق را ، رنگ را به نام آنکه کلمه را آفريد و كلمه چه بزرگ بود در كلام او و چه كوچك شد آن زمان كه ميخواستم از او بگويم
 
  -+-+-+-+-+-+-+-+-+-
خوش تر از ايان عشق، ايام نيست
There is no time so pleasant as Live time
 
  -+-+-+-+-+-+-+-+-+-
اي مرغ سحر عشق ز پروانه بياموز كان سوخته را جان شد و آواز نيامد
اين مدعيان در طلبش بي خبرانند كان را كه خبر شد خبري باز نيامد
 
  -+-+-+-+-+-+-+-+-+-
 عشق ، سپيده دم ازدواج است و ازدواج شامگاه عشق . ( بالزاك )
 
  -+-+-+-+-+-+-+-+-+-
 اشكي كه بي‌صداست پشتي كه بي‌پناست دستي كه بسته است پايي كه خسته است دل را كه عاشق است حرفي كه صادق است شعري كه بي‌بهاست شرمي كه آشناست دارايي من است ارزاني شماست
 
  -+-+-+-+-+-+-+-+-+-
 
هر كسي هم نفسم شد دست آخر قفسم شد. من ساده به خيالم كه همه كار و كسم شد. اون كه عاشقانه خنديد خنده هاي من دزديد زير چشمه مهربوني خواب يك توطئه ميديد

  -+-+-+-+-+-+-+-+-+-
 
زيبايي زندگي آرام است مثل آرامش يك خواب بلند زندگي شيرين است مثل شيريني يك روز قشنگ زندگي رويايي است مثل روياي ِيكي كودك ناز زندگي زيبايي است مثل زيبايي يك غنچه ي باز زندگي تك تك اين ساعتهاست زندگي چرخش اين عقربه هاست زندگي راز دل مادر من زندگي پينه ي دست پدر است زندگي مثل زمان در گذر است
 
  -+-+-+-+-+-+-+-+-+-
تنهايي را دوست دارم زيرا بي وفا نيست ... تنهايي را دوست دارم زيرا عشق دروغي در آن نيست ... تنهايي را دوست دام زيرا تجربه کردم ... تنهايي را دوست دارم زيرا خداوند هم تنهاست .. . تنهايي را دوست دارم زيرا.... در کلبه تنهايي هايم در انتظار خواهم گريست و انتظار کشيدنم را پنهان خواهم کرد
 
  -+-+-+-+-+-+-+-+-+-
 بهاي عشق چيست بجز عشق ؟ (ماري لولا (
 
  -+-+-+-+-+-+-+-+-+-
براي ديدن،آرشيو كامل قطعات عاشقانه اينجا كليك كنيد
  -+-+-+-+-+-+-+-+-+-
 
يك داستان كوتاه

پاهاش رو گرفت و اون رو روي زمين کشيد. از يک ساعت پيش توي رختخواب خيلي سبک تر شده بود. مثل يک عروسک لباس هاش رو تنش کرد. مو هاش رو شونه کرد. براش سايه چشم هم زد. ديگه وقتش بود. براي آخرين بار بوسيدش.با چه حرارتي! چاقوش رو از توي کشو بيرون آورد. تيز تيز بود.15 سال پيش اون رو خريده بود.توي نور چراغ به دقت نگاهش کرد.برق ميزد. کارش رو با دقت شروع کرد.
 
 
يك شعر
 
قصه ي دختراي ننه دريا

يكي بود يكي نبود
جز خدا هيچي نبود
زير اين طاق كبود
نه ستاره
نه سرود
عمو صحرا تپلي
با دو تا لپ گلي
پا و دستش كوچولو
ريش و روحش دوقلو
چپقش خالي و سرد
دلكش درياي درد
در باغو بسه بود
دم باغ نشسه بود
عمو صحرا پسرات كو؟
لب دريان پسرام
دختراي ننه دريا رو خاطر خوان پسرام
طفليا تنگ غلاغ پر پاكشون
خسته و مرده ميان
از سر مزرعشون
تنشون خسه ي كار
دلشون مرده ي زار
دساشون پينه ترك
لباساشون نمدك
پاهاشون لخت وپتي
كج كلاشون نمدي
ميشينن با دل تنگ
لب دريا سر سنگ
 
احمد شاملو
 
يك نكته از دكتر علي شريعتي
 
فریاد استعمار

- آزاد شو .
- از چی ؟
- دیگر « از چی » ندارد ؛ داری خفه می شوی ، هیچ چیز نداری ، محرومی ، آزاد شو ! از همه چیز آزاد شو !

آنکه در زیر سنگین ترین بارها خفته است و دارد خفه می شود ، فقط به نفس آزاد شدن و برخواستن از زیر آوار خفقان و فشار می اندیشد ، نه به چگونه آزاد شدن ، چگونه برخواستن !
زن آزاد می شود اما نه با کتاب و دانش و ایجاد فرهنگ و روشن بینی و بالا رفتن سطح شعور و سطح احساس و سطح جهان بینی ، بلکه با قیچی !
قیچی شدن چادر !

زن یک باره روشنفکر می شود !
«زن ، حیوانی که خرید می کند » ! تعریف جامع و مانعی که ارسطو از انسان می کند - «انسان ، حیوان ناطق » است - در زن ، تبدیل می شود به « انسان ، حیوانی که خرید می کند ».

یکی از همین مجلات مخصوص زن شرقی ، نوشته بود که در تهران از سال ۱۳۳۵ تا ۴۵ ، مصرف لوازم آرایش ۵۰۰ برابر شده است و موسسات زیبایی ۵۰۰ برابر.
۵۰۰ برابر رقم بسیار سنگینی است معجزه است ! ، در طول تاریخ بشر سابقه ندارد.
البته در سال ۴۵ ، اگر همین نسبت تصاعدی را تا امسال حساب کنیم.... من که عقلم قد نمی دهد.

در جامعه ، هر مصرفی ، مصرف هایی را تداعی می کند ، مثلا همین که قبایم عوض شد و کت و شلوار جایش را گرفت ، گیوه ام نیز فرق می کند و کفش می شودو......
برای عوض کردن مصرف باید عقیده ، تیپ ، سلیقه و سنت تاریخ و جامعه را نابود کرد ؛ این است که سرمایه داری برای دستمالی ، قیصریه را آتش می زند.

اکنون که باید تغییر پیدا کند و متفکرین و آگاهان جامعه ، ناشی و بی خبرند پس چه بهتر که من - سرمایه دار - دست به کار شوم و قالب هایم را آماده کنم تا همین که زن از قالب های سنتی اش در آمد ، قالب های خود بر سرش زنم و به شکلیش در آورم که می خواهم ، و آنگاه او را - به جای خودم - مامور در هم ریختن جامعه خودش کنم. به اصطلاح مشهور فرانکو :« ستون پنجم » نیروی خارجی ، در داخل !

آرشيو سخنان دكتر شريعتي
 
يك قطعه انگليسي
 
Yesterday when I was young

The taste of life was sweet as rain upon my tongue
I teased at life as if it were a foolish game
The way that evening breeze may tease a candle flame
The thousand dreams I dreamed, the splendid things I planned
I always built, alas, on weak and shifting sand
I lived by night and shunned the naked light of day
And only now I see how the years ran away

Yesterday when I was young
So many happy songs were waiting to be sung
So many wayward pleasures lay in store for me
And so much pain my dazzled eyes refused to see
I ran so fast that time and me at last ran out
I never stopped to think what life was all about
And every conversation I can now recall
Concerned itself with me, and nothing else at all

Yesterday the moon was blue
And every crazy day brought something new to do
I used my magic age as if it were a wand
And never saw or noticed the emptiness beyond
The game of love I played with arrogance and pride
And every flame I lit too quickly, quickly died
The friends I made all seemed somehow to drift away
And only I am left on stage to end the play
There are so many songs in me that won't be sung
I feel the bitter taste of tears upon my tongue

The time has come for me to pay for yesterday when I was young
...
 
يك اس ام اس عشقولانه
 
لبخند رو هيچ وقت ترک نکن
حتي وقتي که ناراحتي
چون افسردگي خيلي خطرناکه حسن!
 ممکنه که داغون بشي حسن
.
.
.
! نيشتتو ببند حسن
......
 
 
 |    نوشته شده توسط علي رضا رحيمي
 
 
 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 و یک ذره احساس محبت و عشق در وجودش نیست  اوکه باید بخواند نمی فهمد عشق چیست ، شکستن یه قلب چه دردیست دردناک آری او که باید بخواند دیگر لایق این دفتر و نوشته های دلتنگیم  نیست......

پرسيد:

 به خاطر كي زنده هستي؟ با اينكه دلم مي خواست با تمام وجودم داد بزنم "بخاطر تو" بهش گفتم به خاطر هيچ كس. پرسيد پس به خاطر چه زنده هستي؟ با اينكه دلم فرياد ميزد "به خاطر تو" با يك بغض غمگين گفتم به خاطر هيچ چيز. ازش پرسيدم تو به خاطر چي زنده هستي؟ در حاليكه اشك تو چشمانش جمع شده بود گفت به خاطر كسي كه به خاطر هيچ زنده است.

  

حالا من يه گوشه تنهام با يه عكس يادگاري
رفتي بي وفا و گفتي كه  منو دوسم نداري
حالا باز دوباره بارون مي خوره رو تن  شيشه
اخه چي كم شده از تو كه مي ري واسه هميشه
عزيزم دنيا كوچيكه تو بگو اخه كجايي
ياد تو مي افتم هر وقت
هي مي گم جاي تو خالي
هي ميگم جاي تو خالي
تو شباي پر ستاره
دل من هواتو داره
ياد من مي مونه نيستي
بودنت خواب و خياله
روي بام خاطراتت من كبوتر شدم اما
با يه سنگ نفرت تو پريدم از بوم دنيا
حالا بعد رفتن تو من يه گوشه اي نشستم
هي مي گم كجايي اخر اخه من دل به كي بستم
ديگه خسته ام از اين عشق خيالي
هي ميگم جاي تو خالي
هي ميگم جاي تو خالي

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

کاش می شد بار دیگر سرنوشت از سر نوشت ...

 
 
 |    نوشته شده توسط علي رضا رحيمي
 
 
 

 

همواره شعری که از شاعرای معروف باشه قشنگ نیست گاهی وقتا شعرایی هستند که خیلی زیبا هستند اما از آدم معروفی نیست بد نیست اینو بخونید و برداشتتون رو از این شعر بگید.

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

شب است و سرد

باران و تگرگ و برف

در بین سیاهی ها صدای ضجه ای ممتد

و شیطان نیز می گرید

و من در گوشه ی ژرفای این زندان

به تقدیر بد انسان می اندیشم

سیاهی ها  پلیدی ها برای نسل انسان ها طناب دار می سازد

صداقت رنگ می بازد

صدای گریه ی موهش میان کوچه های شهر به عمق درد این سیاره می تازد

می اندازد به روی شانه ام از غصه ها کوهی ...! چه اندوهی ...! چه اندوهی .....!

کسی آرام می خواند

 کجای این شب تیره بیاویزم قبای ژنده ی خود را ؟

شب و است وسرد

و شیطان نیز می گرید : فقط نظر یادتون نره !!!

 

 
 
 |    نوشته شده توسط علي رضا رحيمي
 
 
 

این روزا عادت همه رفتنو دل شکستنه                      درد تموم عاشقا پای کسی نشستنه

این روزا درد عاشقا فقط غم ندیدنه                            مشکل بی ستاره ها یکم ستاره چیدنه

این روزا کار آدما دلای پاکو بردنه                             بعدش اونو گرفتنو به دیگری سپردنه

این روزا کار آدما تو انتظار گذاشتنه                          ساده ترین بهانشون از هم خبر نداشتنه

این روزا سهم عاشقا حسرت بی وفاییه                      جرم تمامشون فقط لذت آشناییه

این روزا عادت گلا مرگو بهونه کردنه                        کار چشای آدما دل رو دیوونه کردنه

این روزا آدما دیگه تو قلب هم جا ندارن                    مردم دیگه تو دلاشون یه قطره دریا ندارن

این روزا قصه ها همش قصه ی دل سوزوندنه            خلاصه ی حرف همه پر زدنو نموندنه

این روزا درد آدما فقط غم بی کسیه                            زندگیشون حاصلی از حسرتو دلواپسیه

این روزا دوستا هم دیگه با هم صداقت ندارن              یه وقتا توی زندگی همدیگرو جا می ذارن

این روزا جرم عاشقا شهر دلو فروختنه                      چاره فقط نشستنو به پای چشمی سوختنه

این روزا اشکمون فقط،چاره ی بی قرارییه                تنها پناه آدما عکسای یادگارییه

این روزا دوستای خوبم همدیگرو گم می کنن              دلای پاکو ساده رو فدای مردم می کنن

مردم ما به همدیگه فقط زود عادت می کنن               حقا که بی وفایی رو خوبم رعایت می کنن

 

 

in rooooooza

 
 
 |    نوشته شده توسط علي رضا رحيمي
 
 
 

pctfx3.1

Silent Music Template

Multimedia CD Catalogues گروه طراحي چندرسانه اي وبلاگ رسانه گشت و گذار در دنياي رسانه هاي ديجيتال Medium Blog - Digital Media World قالبهاي رايگان سايت و وبلاگ Advanced Persian Blog Templates كارگاه طراحي وب مركز طراحي و توسعه سي دي هاي مولتي مديا

اطلاعات مربوط به كارگاه طراحي قالب: Download Free Blog Templates Template Design Workshop, دانلود قالب هاي وبلاگ Template Design Workshop, جزئيات قالب هاي رايگان Template Design Workshop, جستجوي قالب هاي وبلاگ Template Design Workshop, تماس با كارگاه طراحي قالب Template Design Workshop, درباره كارگاه طراحي قالب

pictofxt Farsi Blog Iran Domain Registration

تهیه وب پورتال اختصاصی برنامه نویسی تحت وب